شـمع می سوخت و آب می شد و به پروانه که داشت جلوی چشمش پر پر می شد نگاه ميکرد. ياد چند دقيقه ی پيش افتاد که ای کاش حرف پروانه رو قبول ميکرد. آخه اون دو تا ميخواستن به هم ثابت کنن که کی عاشق تره ... شـمع به پروانه گفت : تو هيچوقت منو بغل نـميکنی لابد دوستم نداری ديگه. پروانه ناليد و گفت : آخه کی ديدی يه پروانه يه شـمع رو بغل کنه ، حتما بقيه يه چيزی ميدونستن که اين کار رو نکردن. ببين من ميترسم شايد اين کار باعث جداييمون بشه. شـمع خوشگلم من نـميخوام تو رو از دست بدم . ولی شـمع با اين حرفای پروانه قانع نـمی شد : اون قديـما رسـمشون اين بوده ، چه ميدونم شايد دلشون نـميخواسته. پروانه آهی کشيد و گفت: خوب اگه رسم بوده پس بذار باقی بـمونه ، چرا بايد عوض بشه يا زير پا گذاشته بشه؟! شـمع باز با اعتراض گفت : نـميخوام ! تا کي بايد به حرف قديـمی ها تکيه کنيم و از خودمون چيزی نداشته باشم. پس پيشرفت واسه چيه ؟ عشق اينجوری که فايده ای نداره ... شـمع بغض کرده بود و پروانه نـميتونست اينو تـحمل کنه آخه شـمع رو خيلی دوست داشت . جلو رفت و صورت شـمع رو تو بال هاش گرفت و بعد توی بغل خودش فشرد. شـمع يه دفعه بغضش ترکيد و اشکاش چکيد رو بال های پروانه ... يهو ديد پروانه داره بی جون ميشه و بالـهاش دارن ميسوزن . جيغ کشيد و رهاش کرد و پروانه توی شعله های اشک شـمع سوخت. شـمع حالا از غم عشقش آب شده و جز يه شعله ی کوچيک روی سرش که هر لـحظه داره کم سو تر ميشه چيزی براش نـمونده...
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 3:57 توسط غریبه
|

به من آموخت زندگي را ... نکته به نکته ... کلمه به کلمه ... ولی افسوس آنروز که املا داشتيم تنهايی را نوشتم تنحايی ... جريـمم کرد ... به يه عمر نوشتنش و من هـمواره در اين حسرت که چرا عشق را آموخته بودم؟!!
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 1:20 توسط غریبه
|

کوهها اعتبار خويش را مديون تيشه ی فرهادند.کوهی که در آن عشق نگذرد شايسته ی عبور نيست. خوشبخت کسی نيست که مشکلی ندارد بلکه کسی است که با مشکل هايش مشکلی ندارد. لذت داشتن يه دوست خوب توی يه دنيای بد مثل خوردن يه فنجون قهوه گرم زير برفه ، درسته که هوا رو گرم نـمی کنه ولی آدم رو دلگرم می کنه. ديگران را دوست بداريد ، منتظر نباشيد آنـها شـما را دوست بدارند. عشق رازی است مقدس.براي كسانی كه عاشقند عشق برای هـميشه بی كلام می ماند ؛ اما برای كسانی كه عشق نـمی ورزند عشق شوخيی بی رحـمانه ای بيش نيست. هـميشه مراقب اشتباه دوم باش ، اشتباه اول حق توست!! فرقی نـمی كند گودال آبی كوچك باشی يا دريای بيكران ، زلال كه باشی آسـمان در توست. هيچ وقت از دوست داشتـن انصراف نده ، حتی اگه کسی بـهت دروغ گفته باشه بازم بـهش فرصت بده چون روزی فرا می رسه که خودت مـحتاج فرصت دادن ديگران ميشی. سعی کن مثل خورشيد زياد نور ندی چون هـمه از نورت استفاده می کنن ولی اصلا نگات نـمی کنن ؛ سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا هـمه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن.
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 0:23 توسط غریبه
|

کد و آهنگ هويت با صدای علی لـهراسبی
دريافت کد:
کد و آهنگ تيتراژ تصوير زندگی با صدای علی لـهراسبی
دريافت کد:
کد و آهنگ خونه من خونه تو با صدای علی لـهراسبی
دريافت کد:
کد و آهنگ عطر بارون با صدای علی لـهراسبی
دريافت کد:
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 21:9 توسط

وقتی دلت خسته شــد ديگر خنده معنايی ندارد ... فـقـط می خندی تا ديگران ، غم آشيانه کرده در چشمانت را نبينند ! وقتی دلت خسته شــد ديگر حتی اشکهای شبانه هـم آرامت نـمی کنند ... فـقـط گريه می کنی چون به گريه کردن عادت کرده ای ! وقتی دلت خسته شــد ديگر هيچ چيز آرامت نـمی کند به جز دل بريدن و رفتـن ...
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 3:16 توسط غریبه
|

کد و آهنگ لـحظه ديدار با صدای اميـن فياض
دريافت کد:
کد و آهنگ رفتی و نوشتم با صدای اميـن فياض
دريافت کد:
دريافت کد:
کد و آهنگ اگه تو نباشی با صدای اميـن فياض
دريافت کد:
کد و آهنگ اميدوارم با صدای اميـن فياض
دريافت کد:
+
نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 5:51 توسط
