تبليغاتX
رنج تنهائی بهتر از گدائی محبت است

تا حالا فکرکردی وقتی نتونی با واژه ها هم بغض هرگز نشکسته رو بشکنی ...

اون وقته که تو ميمونی و فرياد اشکهات که برای شکستـن حصارشيشه ای دارن ثانيه شـماری ميکنن ...

وقتی داری لـحظه هات رو با يه خيال آبی که داره روز به روز برات يه خاطره ی خاکستری ميشه پرکنی ...

برات سخته از اميد حرف بزنی ونقش يه آدم شاد رو بازی کنی ...

برات سخت ترميشه وقتی دور و برت پرآدمهای مهربونی باشن که ميخوان کمکت کنن اما تو نتونی حرف دلتو بزنی ...

سخته ببينی که ديگه خودت هم حوصله شنيدن دلتنگيهای دل تنهات رو نداری ...

و اونوقته که قلب سنگيت می مونه و بغضهای تلنبار شده ش که بايد زيرغبار زمان رنگ خاطره رو به خودشون بگيـرند و مدفون بشن...

 

      

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 2:15 توسط غریبه

*
*
*
*
*
*
*